علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
70
تاريخ بيهق ( فارسى )
و ملك منتصر ابو ابراهيم اسماعيل بن نوح از زندان ايلك الخان « 1 » بگريخت ، و لشكر بر وى گرد آمدند ، و هفت سال مىتاخت از فرغانه برى و از رى بفرغانه ، نوبتها بناحيت بيهق رسيد و اينجا مقام كرد ، و محمود اين وقت امير خراسان بود از دست سامانيان ، و لقب او سيف الدوله بود ، هر كجا كه منتصر رسيدى همگنان او را طاعت داشتندى و خطبه و سكه بنام او بودى [ و ] چون بگذشتى حكم بگرديدى « 2 » ، و امير عبد الملك بن نوح كشته آمد بر دست ايلك الخان فى رمضان سنة تسع و ثمانين و ثلثمائه ، و كار منتصر افتان و خيزان بود تا كه اتراك غز از وى برگشتند ، و او با سيصد غلام از خواص خويش بماند بر لب جيحون ، در منزلگاه كورموش « 3 » العربى - و هو خالد بن نهيب « 4 » از اعراب سرخس از بنى عجل - بغدر كشته آمد ، و او را در ديهماى مرغ « 5 » دفن كردند ، و سلطان محمود اگر چه طالب ملك بود فرمود تا آن اعرابى را بكشتند و آن قبيله را بسوختند تا رعايا بر قتل ملوك دليرى ننمايند ، و اين واقعه بود فى ربيع الاول سنة خمس و تسعين و ثلثمائة . فتى مات بين للطعن و الضرب ميتة * تقوم « 6 » مقام النصر اذ فاته النصر عليه سلام اللّه و قفا فاننى * رايت الكريم الحر ليس له عمر محموديان العقب من الامير ناصر الدين سبكتكين ، الملك اسماعيل و كان ديبا فصيحا له شعر و رسائل و السلطان نظام الدين يمين الدولة و امين الملة ابو القاسم محمود و الامير نصر
--> ( 1 ) ايلخان . ( 2 ) نص ، نكردندى و در نب ، گرديدى . ( 3 ) ش ، از سياق عبارت چنين بر مىآيد كه خالد معروف بكور موش بوده ، و محتمل است كه مؤلف او را براى غدر و فرومايگى او كور موش خوانده باشد . ( 4 ) ش ، نام اين اعرابى را در تواريخ ابن بهيج و بعضى ابن بهيت ضبط كردهاند ، و بهر تقدير نهيب صحيح نيست و صحيح ابن بهيج است ، و بهيج را بر وزن زبير و امير هر دو نوشتهاند . ( 5 ) ش ، ياقوت اين كلمه را بضم ميم دوم ضبط كرده و ظاهرا بفتح ميم است ، و نظير آن ( مايدشت ) است كه آن نيز نام سرزمينى است . ( 6 ) نص و نب ، يقوم .